X
تبلیغات
رایتل

دل نوشته های من

نامم را پدرم انتخاب کرد و نام خانوادگی ام را اجدادم! دیگر بس است، راهم را خود انتخاب می کنم

عجب مجلس در راس اموری! عجب رییس جمهوری! 

 "شب عید است، می خواهیم با هم صفا کنیم"


داداش جان، بچسبیم، گیر سه پیچ ، نامردی و بی معرفتی، برایتان کمپوت می آورم، ، یک مشت مطلب، مخلصتان هستیم، همکاران من پیچ و مهره ای شده اند،کمی با هم صفا کنیم و ....




اشتباه نکنید! این عبارات نه چندان جالب، شنیده های خبرنگار ما در قهوه خانه ها نیست، به دوستان بیکار سرکوچه هم ربطی ندارد که قول گرفته اند با تولید دو نیم میلیون شغل، دست از این کارها بردارند... نه! نه! این ها سخنان رییس جمهور ایران در مجلس شورای اسلامی است!

نوشته شده در 1390,12,29ساعت 01:35 ق.ظ توسط محمود آگاه نظرات (2)


احمدی نژاد برد! آنهم مقابل مجلسی که نه به خاطر "نجابت" و "رواداری" و "سماحت" که از سر "ضعف" ، "ناهمگونی" ، "ناهماهنگی" ، "انفعال و رکود فکری"، بازی را به رییس دولت واگذار کرد. مجلس هشتم نیز در آخرین روزهای عمرش، شکستی تلخ خورد، نه البته در مقابل "منطق" و "هوش" و "درایت" و "تدبیر" که در برابر رویکردی بی ریشه و تردستی­های کلامی و البته "مذموم" که دیری است بر پیشانی سیاست هایش نقش بسته و تک دلیل پیروزی های ظاهری اوست!
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
نقدی بر به این کلمات توجه کنید: داداش جان، بچسبیم، گیر سه پیچ ، نامردی و بی معرفتی، برایتان کمپوت می آورم، ، یک مشت مطلب، مخلصتان هستیم، همکاران من پیچ و مهره ای شده اند،کمی با هم صفا کنیم و ....

اشتباه نکنید! این عبارات نه چندان جالب، شنیده های خبرنگار ما در قهوه خانه ها نیست، به دوستان بیکار سرکوچه هم ربطی ندارد که قول گرفته اند با تولید دو نیم میلیون شغل، دست از این کارها بردارند... نه! نه! این ها سخنان رییس جمهور ایران در مجلس شورای اسلامی است!


بله، بالاخره احمدی نژاد آمد! با هزار شوخی نچسب و توجیهات شیرین هم آمد! او بالاخره با تراشیدن هزار بهانه و لطایف الحیل دولتی ها برای نیامدن، قبول زحمت کرد و به مجلس آمد تا به سئوالات نمایندگان پاسخ دهد، اما چه آمدنی؟! چه پاسخی؟ چه تبیین و توجیهی؟ ... و چه مجلس و عجب رییس جمهوری!


دکتر با همه چیز شوخی کرد! حتی "بگم ...بگم"! لفظ مشهور خویش را هم به باد تمسخر گرفت تا با این سیاست و طفره روی ها، مجلسیان در این دم دمای عید "کمی هم بخندند" و "صفا کنند" تا شاید از خیر سئوال از رییس جمهور بگذرند!

جلسه آغاز شد، احمدی نژاد چونان سابق آمار داد! پرسیدند: "چرا بودجه مترو را نمیدهی" ، پاسخ داد که"دادیم"، سئوال شد : "سرنوشت یک میلیارد پول بی زبان گمشده چه شد؟" ، با خنده های شیرینش پاسخ داد: "من چه می دانم! برید بگردید ببینید کجاست!"

گفتند: "تولید از بین رفته"، می گوید: "تولیدات کشور رشد زیادی داشته است". سئوال شد که "نرخ رشد اقتصادی پایین و پایین تر رفته" ، شنیده شد : "رشد اقتصادی سال 90 بیشتر از سال های قبل است"

از گرانی ها و اجرای شتاب آلود طرح هدفمندی نالیدند، دکتر تکذیب کرد و پاسخ داد: "گرانی های اخیر ربطی به هدفمندی ندارد". تیر خلاص هم بر قلب مجلس کوفت و گفت: "به اعتراف دوست و دشمن، عالی عمل کردیم. بیشترین حمایت را از تولید داشتیم" ، بی آنکه اشاره ای به سخن و نام یکی از هزاران دشمن و منتقد و حتی دوستی کند که به زعم او، "اقدامات دولت را عالی" خوانده اند.

او چون همیشه، به بهانه این که اقداماتش در چارچوب و حوزه عملیاتی اش نیست، شانه از مسئولیت این ناکامی ها که ذائقه ملت را دیری است تلخ می­دارد، خالی کرد و خویشتن را رندانه تبرئه ، و چون همیشه در برابر پرسشگران ، سپر "طفره روی­های لفظ پردازانه"، پیش روی خود گرفت و بیم و هراسی نیز به دل خویش راه نداد.

خنده دار اینجاست که او با همان لحن مشهورش از اساس، 11 روز خانه نشینی را تکذیب کرد! "من و 11 روز خانه نشینی، اینم دیگه از اون حرفاس"، دکتر البته فقط منکر این ماجرا نشد، بلکه به طفره روی های خود ادامه داد و "11 روز خانه نشینی" را نه  اعتراض نمایندگان به"تمرد او از دستور رهبری" که مخالفت مجلسیان با "استراحت رییس جمهور پرکار"، تعبیر کرد! و حتی گفت: "همه به من میگن استراحت کن. حتی یک روز هم کارها تعطیل نشده است. همکاران من پیچ و مهره ای شده اند . همشان تو مراکز قلب پدرشان در می آید. این وصله ها به دولت نمی چسبد"


احمدی نژاد، در بخش دیگری از سخنانش به ماجرای استفاده تلویزیون از تیپ های خاص در 22 بهمن و انتخابات اشاره کرد و گفت: "به محضی که این دوران گذشت یقه این افراد (کسانی که حجاب اسلامی را رعایت نمی کنند) می گیرند

شبروانه و رندانه پاسخ دکتر، باز هم انداختن توپ به زمین رقبا آنهم در میدان میزبان است، همین! ماجرا اساساً ربطی به دولت ندارد! تمام!

... و فقط ، باز هم جمله ی معروفش در بحبوحه ی انتخابت ریاست جمهوری 84 در ذهنم نقش بست که "مشکل ما مشکل موی بچه های ماست" و البته متعاقباً این خبر که : "احمدی نژاد قانون برخورد با بدحجابان را ابلاغ کرد"، او همین تناقضات را بی آنکه در دولت خویش جستجو کند، طلبکارانه در مجلس عنوان کرد که گویی واقعاً مجلس در راس امور است!

احمدی نژاد برد! آنهم مقابل مجلسی که نه به خاطر "نجابت" و "رواداری" و "سماحت" که از سر "ضعف" ، "ناهمگونی" ، "ناهماهنگی" ، "انفعال و رکود فکری" و صد البته "قلت خرد و کثرت جهل"، بازی را به رییس دولت واگذار کرد. مجلس هشتم نیز در آخرین روزهای عمرش، شکستی تلخ خورد، نه البته در مقابل "منطق" و "هوش" و "درایت" و "تدبیر" که در برابر رویکردی بی ریشه و تردستی­های کلامی و البته "مذموم" که دیری است بر پیشانی سیاست هایش نقش بسته و تک دلیل پیروزی های ظاهری اوست! 

(... و البته از حق نگذریم، بودند نمایندگانی از جنس "مدرس" که جز تلاش بی وقفه برای طرح سئوال از رییس جمهور، به خاطر شوخی های غیرمعمول و پاسخ های عجیب ،  عرق شرم و خجلت به رخسار داشتند)

از دید نگارنده، مهمترین نقطه و نکته ی پیروزی احمدی نژاد، همان بود که  در صحن علنی مجلس و در مقابل دیدگان 300 نماینده، مجلس را به "حضیض امور" رساند و دم برآورده نشد.او نه تنها [به ادعای خود] مستدل، ثابت کرد که مجلس در راس امور نیست ، بلکه با حضورش و انفعال و سکوت ، غفلت و یا حتی تساهل و لبخند رضایتمندانه عمده ی مجلسیان، اثبات کرد اساساً مجلس هشتم، مجلسی نیست که بخواهد در راس امور باشد!

آخر سخن آنکه ، ادبیات، لحن و سخنان احمدی نژاد در مجلس ، می تواند تلخ ترین شوخی پایان سال 1390 باشد، شوخی ای که ماهیت او را برای هزارمین بار بر آفتاب می افکند و طمع خام تئوریسین ها و دوستان پرمدعا و عشق قدرتش را زیر خورشید حقیقت می سوزاند.

مصطفی فقیهی
مدیرمسئول و سردبیر
نوشته شده در 1390,12,29ساعت 01:24 ق.ظ توسط محمود آگاه نظرات (0)


در حالی که در یک اقتصاد سالم ، بازارهای تولید و صنعت و مهم ترین شاخصه آن یعنی بورس باید محل رشد و پویایی اقتصادی باشد ، بررسی ها نشان می دهد که در ایران 1390 ، این دلالی ارز و سکه بود که رونق داشت و بورس - که از آن به دماسنج اقتصاد یاد می شود - نتوانست در برابر سرمایه گذاران را راضی کند.

نمودار


نوشته شده در 1390,12,29ساعت 01:05 ق.ظ توسط محمود آگاه نظرات (0)

 از اساسی‌ترین و اصلیترین شرایط موفقیت یک انسان در زندگی فردی و اجتماعی داشتن قدرت «مدیریت خود» است. انسان موفق، ریشه همه موفقیت‌ها را در درون خود جست‌جو می‌کند. 


همیشه تصورات یا باورهای اشتباهی درباره موفق شدن وجود دارد. این باور‌ها مسیر موفقیت را پر از دست‌انداز کرده و درست مانند سدهایی هستند که موفق شدن را سخت یا ناممکن می‌کنند. گرچه معمولا و در بیشتر متون راه‌های رسیدن به موفقیت طرح و بررسی می‌شوند، اما جا دارد به موانع موفقیت نیز اشاره و آن‌ها را بشناسیم. در اینجا برخی از موانع موفقیت را معرفی می‌کنیم. آیا شما نیز با چنین موانعی روبه‌رو بوده‌اید؟ 


 این موانع می‌تواند ما را از مسیر موفقیت دور کند


پشت گوش اندازی


افرادی که علامت مزمن این «بـیـمـاری» در آن‌ها دیده می‌شود، مایلند با این جملات توجیه کننده که «تمام کردنش کاری نخواهد داشت» و یا «نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است»، کار‌ها و وظایفشان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند. اگر کاری در حد و اندازه قابلیت‌هایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانه‌های ذکرشـده از انجام آن ممانعت به عمل آوردید، قطعا پشت گوش اندازی مشکل اصـلی بـوده و باید مرتفع شود. احساس می‌کنید که زمان در اختیار شماسـت، اما هنگامی کـه وقـت موعود نزدیک می‌شود، برای اتمام کار به سرعت هجوم می‌آورید و نتیجه آن خواهد شد که آن طور که در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر بازخواهید ماند. 


ترس از موفقیت


مانع اصلی دیگر برای رسیدن به پیروزی واهمه داشتن از موفقیت است. با اینکه چنین افرادی دقیقا می‌دانند که برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا به دلیل داشتن ترس از موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب آور است. نگرانی از آینده و همه مسایلی که در ‌‌نهایت گریبانگیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آن‌ها می‌شود؛ مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی به نظر خواهد رسید. تشخیص و حل این مشکل آسان‌تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. فردی که از پذیرش مسوولیت‌هایی کــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، بـا کمی هم محوری و اندکی صبر و شکیبایی می‌تواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد. 


وسواس


افراد موفق دارای خصوصیتی مشترک هستند و آن قابـلیـت تمرکز بر اندیشه‌های بـزرگ است. برای بسیاری اتخاذ چنین دیدگاهی مشکل است چراکه خود را کاملا محدود و متعهد به انجام کارهای جزیی و کوچک می‌کنند. تلاش زیاد برای انجام کارهای جزیی زیان آور است چراکه زاویه دید را محدود خواهد کرد. اگر برای اتمام هر کار کوچکی مصر باقی بمانید، هرگز قادر نخواهید بود به اهداف والای خود دست پیدا کنید. این گونه افراد، سخت کوشی و تلاش زیاد را لازمه زندگیشان دانسته اما عزم و اراده خود را برای کاربر‌ها و مصارف مفید به کار نمی‌بندند. تنظیم دقیق مهارت‌های مدیریـت زمـانـی در برطرف کردن این مشکل کمک فراوانی خواهد کرد. 


احساس ناامنی


افراد ضعیف و سست بنیان به علت داشتن احساس ناامنی، در کارشان پیشرفتی حاصل نمی‌شود. شاید یکی از دلایل عدم موفقیت این گونه انسان‌ها در بی‌میلی آن‌ها برای نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نیست؛ فقدان اطمیـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آن‌ها می‌شود. 


از اساسی‌ترین و اصلیترین شرایط موفقیت یک انسان در زندگی فردی و اجتماعی داشتن قدرت «مدیریت خود» است. انسان موفق، ریشه همه موفقیت‌ها را در درون خود جستجو می‌کند


اطرافیان و دوستان نامناسب


ممکن است شما همه شرایط لازم برای رسیدن به اهدافتان و ارایه انعکاس فردی موفق از خود را دارا باشید، اما آیا دوستانتان شـما را در این راه همراهی می‌کنند؟ ممکن اسـت آن‌ها دیـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادی از مـوفـقیت نسبت به شـما داشـتـه باشند (یا اصلا دیـدگاهی نداشته باشند). دوسـتـان به علت تاثیرات منفی راه رسیدن بـه موفـقیـت را برایتان سخت و دشوار می‌کنند. برخی از اطرافیان حتی ممکن است متوجه پـتـانـسیـل و استعدادهای نهانی شما نشده و باعث زمین خوردگی و تردید در قابلیت‌ها و توانایی‌ها شوند. 


فقدان منابع و امکانات


شاید هیچ چیزی ناراحت کننده‌تر و ناهنجار‌تر از این مـوضـوع نـیست که انسان با وجود داشتن همه قابلیـت‌های لازم جـهت رسـیدن بـه مـوفقیت، فقط به دلیل عوامل خارج از کنترل خود، از پیشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالی یا کمبود زمان به دلیل نگهداری از خانواده یا مسوولیت‌های دیگر می‌تواند یک قاتل واقعی باشد. رشد کـردن زیـر خـط فقر یا تامین کردن نزدیکانی که به شما نیازمند هستند، آینده را بسیار متفاوت از آن چـیـزی کـه در تصـورتـان بوده، ترسیم خواهد کرد. 


نیاز به دیدگاهی درون نگر


 یک معلم مدرسه، یک مهندس طراح، یک افسر ارتش و یک کارگر ساده یا یک سرایدار می‌تواند به طرق مختلفی مـوفق باشـد؛ با اینکه موفقیت در کار ممکن است جذاب‌تر از همه به نظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نیافتید، بیمناک نشوید. یـک قـدم بـه عـقـب بـرگردید و عـلـت را بـررسـی کنید. در ‌‌نهایت خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتمادبه نفستان، دقت کنید که به منظور بهینه کردن فرصت‌ها برای به دست آوردن موقعیتی موفق‌تر و راضی کننده‌تر، قدم‌های صحیحی بردارید. 

موفقیت


حداقل شرط لازم برای موفقیت... 


* من باید موانع موفقیت را بردارم. 


* خواستن توانستن است. 


* من باید موفق بشوم. 


* من باید درستکار باشم. 


* من باید تصمیم اساسی برای موفق شدن بگیرم. 


* من باید خوب درس بخوانم. 


* من باید تلاش کنم. 


* من باید، باید، باید... 


از اساسی‌ترین و اصلیترین شرایط موفقیت یک انسان در زندگی فردی و اجتماعی داشتن قدرت «مدیریت خود» است. انسان موفق، ریشه همه موفقیت‌ها را در درون خود جستجو می‌کند. 


منشأ تمام پیروزی‌ها در وجود ماست. انسانی که نگاه مثبت و فعال در زندگی دارد خواهان کار، کوشش و تلاش است و برای خود برنامه دارد. 


انسان موفق، زمام زمان را به دست داشته و بهترین بهره را از آن می‌برد. انسان موفق شکست‌ها و عقب افتادن‌های خود را با بهانه‌های پوچ توجیه نمی‌کند. 


کشیدن پا روی زمین، حرکت بدون انرژی، چشم‌های خسته و بی‌حال و گاهی خواب‌آلود، غرغر کردن و بد و بی‌راه گفتن به زمین و زمان، پوشیدن لباس‌هایی که همواره اعتراض به دنبال دارد و ظاهری که نشان از بی‌ نشاطی است، تأخیر در کار‌ها، اعتراضات و... نشان دهنده نداشتن مدیریت خود و زمان است. مدیریت به معنای اداره کردن، برنامه‌ریزی و حرکت در چارچوب آن برنامه به سوی هدف است. 


استفاده مناسب از امکانات تحت اختیار برای پیشرفت، و هر چیز را در حیطه نفوذ و تحت تأثیر خود، در جای و محل شایسته و بایسته خود نهادن است. 


حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه‌ای یادگیری مداوم است. 


همیشه کارهای خود را بنویسید و آن‌ها را طبقه‌بندی کنید؛ سپس از مهم‌ترین آن‌ها شروع کنید. 

هر موقعیتی را می‌توان مثبت تلقی کرد، به شرط آنکه آن را به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت در نظر بگیریم


از سلامت جسمانی خود به بهترین نحو مراقبت کنید. نیرو و نشاط برای موفقیت و خوشبختی ضروری است. در مورد تعیین هدف‌های خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آن‌ها انعطاف‌پذیر باشید. 


برای رسیدن به هر یک از هدف‌های خود مهلتی تعیین کنید. 


آنچه بیش از هر چیز با موفقیت و خوشبختی همسویی دارد خوشبینی است. 


هر موقعیتی را می‌توان مثبت تلقی کرد، به شرط آنکه آن را به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت در نظر بگیریم. 


اگر در هر شخص و در هر شرایطی به دنبال نقاط مثبت باشید، تقریباً همیشه آن را پیدا خواهید کرد. 


وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه‌ای بفرستد آن را در مشکلی می‌پیچد. هر چه مشکل بزرگ‌تر باشد، هدیه هم بزرگ‌تر است! 


هر وقت احساس ترس کردید، شجاعت را با «شجاعانه عمل کردن» در خود پرورش دهید. 


کلید موفقیت در این است که هدف خود را تعیین کنید و آن‌گاه طوری عمل کنید که گویی امکان شکست وجود ندارد و همین‌طور هم خواهد شد. 


هر تجربه‌ای را به یک تجربه آموزنده بدل کنید. در هر ناامیدی و شکستی، به دنبال درس با ارزش باشید. 

نوشته شده در 1390,12,26ساعت 09:44 ق.ظ توسط محمود آگاه نظرات (0)

امام علی (ع) می فرمایند:

 اَحسَنِ العَدلِ نصرة المظلوم؛

 بهترین عدالت یاری مظلوم است.


حمایت ماهیانه مالی شما از یک کودک او را از چرخه فقر خارج کرده و امکان ادامه تحصیل او راتضمین می کند. با پرداخت ماهانه حداقل 300000 ریال شما می توانید بعنوان یک دوست صمیمی برای یک کودک نیازمند باشید   



کلیپ هنرمندان برای بنیاد خیریه کودک

نوشته شده در 1390,12,20ساعت 09:02 ق.ظ توسط محمود آگاه نظرات (0)


این مهم نیست که چقدر ثروت و بودجه (پتانسیل) دارید

اگر ندانید که از آنها چگونه استفاده کنید، آن منابع هرچند هم زیاد باشد هیچگاه برایتان کافی نخواهد بود


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




نوشته شده در 1390,12,03ساعت 08:42 ب.ظ توسط محمود آگاه نظرات (0)


 Design By : Pichak